حسن حسن زاده آملى
259
هزار و يك كلمه (فارسى)
مىمانند . در صورت دوم استادى او ظاهر مىشود خداوند مىفرمايد از همين بيست و هشت حرفى كه خود شما در تكلم به كار مىبريد سخنى مىسازم كه جن و انس از آن عاجزند . اين معنى به نظر بعيد نيست و در تفسيرى كه منسوب به امام حسن عسكرى ( ع ) است مذكور است ، ولى چون علما در صحت نسبت اين تفسير ترديد كرده و بعضى قطع كردهاند از امام نيست لذا يقين به اين نمىتوان حاصل كرد كه غرض بيان اين مقصود باشد . قول دوم : اينكه حروف را بايد به عدد گرفت و آنطور كه عادت منجمين است حساب كرد و اشاره به سنواتى است و گويا اصل اين حساب از يهود است ، چون در بين آنها معهود است براى اعداد حساب حروف را به ترتيب ابجد به كار مىبرند و حىّ بن اخطب يهودى چنانكه در تفسير نيشابورى نقل كرده الم را به حساب هفتاد و يك گرفت و گفت بعد از هفتاد و يك سال امّت اسلام منقرض مىشود چون ل - سى ، م - چهل و الف - يك است . حضرت پيغمبر خنديد . حىّ گفت : غير از اين باز هست ؟ حضرت فرمود : المص . حىّ گفت : صد و شصت و يك ، غير از اين باز هست ؟ حضرت فرمود : الر . حىّ گفت : دويست و سى و يك ، غير از اين هست ؟ فرمود : المر . حىّ گفت : نمىدانيم به كدام قول تو اخذ كنيم و معتقد شويم . در تفسير عياشى حديثى نقل كرده از ابو لبيد مخزومى از حضرت باقر ( ع ) و خلاصهء آن اينكه حروف مقطعه را بعد از حذف مكرر چون جمع كنيم يكصد و سه مىشود و اشاره به اين است كه حضرت رسول در سال يكصد و سيم از الف سابع يعنى سال ششهزار و صد و سه از هبوط آدم مبعوث شد ( گويا از طرف ناسخين اشتباه شده و اين حقير حروف را حساب كردم ششصد و نود و سه مىشود ) و الم اشاره به سال خروج حضرت حسين ( ع ) است و در المص يكصد و شصت و يك قائم بنى العباس قيام نمود و قائم ما بعد از انقضاى آن به الم ( يعنى هفتاد و يك سال بعد از آنكه سال دويست و سى و دو باشد ) ظاهر مىشود . اين حديث ظاهرا موضوع است و علائم بسيار دارد . عادت بسيارى از وضع